چیلان آنلاین
کدخبر : ۷۲۸۲۴
مرتبط با : اخبار
تاریخ : ۲۱ بهمن ماه ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۰:۲۷
در میانه فصل سرما قرار داریم، اما آنچه در حوزه انرژی تکرار می‌شود، بیش از آنکه ناشی از شرایط اقلیمی باشد، محصول الگوی تصمیم‌سازی آشناست. با کاهش دما، محدودیت گاز برای صنایع دوباره به گزینه نخست مدیریت تبدیل شده؛ گویی زمستان هر سال ناگهانی از راه می‌رسد و هیچ فرصتی برای پیش‌بینی، تنظیم مصرف یا اصلاح سازوکارها وجود نداشته است.
زمستان، انرژی و تصمیم‌هایی که همچنان ساده‌اند
به گزارش جیلان، این در حالی است که ناترازی انرژی موضوعی تازه نیست و استمرار واکنش‌های کوتاه‌مدت، تنها به تعمیق هزینه‌های اقتصادی آن انجامیده است.صنعت فولاد، به‌عنوان یکی از پیشران‌های تولید و صادرات غیرنفتی، بیش از دیگر بخش‌ها بار این تصمیم‌ها را به دوش می‌کشد. محدودیت گاز در زمستان، درست در دوره‌ای که بازارهای داخلی و خارجی فعال‌اند، به کاهش تولید، افزایش هزینه و تضعیف حاشیه سود منجر می‌شود. مقایسه‌هایی از جنس «امسال محدودیت کمتر از پارسال است» نیز راهگشا نیست؛ زیرا سال گذشته خود یکی از سخت‌ترین دوره‌های محدودیت انرژی بوده و معیار مناسبی برای قضاوت به شمار نمی‌رود. آنچه برای بنگاه و اقتصاد ملی اهمیت دارد، استمرار تولید و حفظ قابلیت برنامه‌ریزی است، نه بازی با اعداد و درصدها. خوزستان در این میان موقعیتی متناقض دارد. استانی که سهم قابل‌توجهی در تولید انرژی کشور دارد، هم‌زمان از نخستین استان‌هایی است که صنایع آن با محدودیت مواجه می‌شوند. فولاد خوزستان، به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی زنجیره فولاد و صادرات، نمونه‌ای روشن از این وضعیت است؛ بنگاهی که با وجود سرمایه‌گذاری در حوزه انرژی و زیرساخت، همچنان با محدودیت‌های قابل‌توجه گاز و برق روبه‌روست. هم‌زمان، گزارش‌هایی از تخصیص سهم بالاتر انرژی به صنایع فولادی در استان‌هایی چون اصفهان و کرمان منتشر می‌شود که در صورت صحت، پرسش‌های جدی درباره عدالت منطقه‌ای و منطق توزیع انرژی ایجاد می‌کند. نکته قابل‌تأمل آن است که مدیریت‌های استانی گاز و برق، در عمل کمتر نقش مدافع اقتصاد و جامعه استان را ایفا می‌کنند و بیشتر به مجری صرف ابلاغیه‌ها بدل شده‌اند. هنر مدیریت، بستن شیر گاز صنایع نیست؛ هنر مدیریت، کاهش خسارت به تولید، اشتغال و اقتصاد ملی است، به‌ویژه در شرایطی که کشور بیش از هر زمان به صادرات غیرنفتی و ارزآوری نیاز دارد. ورود جدی مدیران ارشد استان به این حوزه و بازتعریف اولویت‌ها، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است؛ در غیر این صورت، محدودیت‌های انرژی به محدودیت‌های مزمن رشد و توسعه تبدیل خواهد شد. فولاد پس از انقلاب؛ صنعتی که ساخته شد و امروز باید پاسداری شود دهه فجر فقط یادآور یک دگرگونی سیاسی نیست؛ فرصتی است برای دیدن آن‌چه در لایه‌های زیرین اقتصاد ایران، آرام و پرهزینه ساخته شد. صنعت فولاد از روشن‌ترین مصداق‌های این مسیر است. فولاد نوین در ایران از دهه ۳۰ شمسی با واردات شمش و نورد محدود آغاز شد؛ فعالیتی وابسته که بیشتر به تأمین مصالح ساختمانی شباهت داشت تا شکل‌گیری یک صنعت مادر. نخستین کارخانه فولادسازی کشور در سال ۱۳۵۰ در اصفهان به بهره‌برداری رسید، اما حتی تا پیش از انقلاب نیز مجموع تولید فولاد ایران از حدود ۳۶ هزار تن فراتر نرفت؛ رقمی که نشان می‌دهد فولاد هنوز نقشی حاشیه‌ای در اقتصاد ملی داشت و از زنجیره کامل تولید بی‌بهره بود. پس از انقلاب، با وجود جنگ، تحریم و کمبود مزمن سرمایه‌گذاری خارجی، مسیر فولاد تغییر کرد. نگاه سیاست‌گذار به‌تدریج از «واحدهای پراکنده» به «زنجیره فولاد» چرخید؛ تغییری که با فعالیت شرکت‌های بزرگ فولادی کشور، از جمله فولاد خوزستان، در قالب یک راهبرد ملی سامان گرفت. نتیجه این رویکرد، افزایش پیوسته ظرفیت و تکمیل حلقه‌های معدن، احیا، فولادسازی و صادرات بود؛ مسیری که صنایع فولادی ایران را به تولید بیش از ۳۰ میلیون تن فولاد خام در سال‌های اخیر ارتقا داد؛ به‌گونه‌ای که ایران امروز به‌طور پایدار در جمع ده تولیدکننده بزرگ فولاد جهان قرار دارد. امروز فولاد دیگر یک فعالیت صنعتی صرف نیست؛ بخشی از سازوکار بقای اقتصاد غیرنفتی است. سهم معنادار آن در تولید، اشتغال مستقیم و غیرمستقیم و صادرات، باعث شده هر اختلالی در این صنعت، بلافاصله در شاخص‌های کلان اقتصادی دیده شود. چالش های این صنعت اما همچنان پابرجاست. سیاست‌های انرژی هنوز با واقعیت‌های این صنعت هماهنگ نشده‌اند. محدودیت‌های تکرارشونده برق در تابستان و گاز در زمستان، به رویه‌ای ساده برای مدیریت ناترازی و در عین حال پرهزینه برای اقتصاد تبدیل شده است. این رویکرد، به‌جای خلاقیت، سرمایه‌گذاری و اصلاح ساختار مصرف، اغلب به قطع یا محدودیت صنایع ختم می‌شود؛ تصمیمی که به کاهش تولید، افزایش هزینه و تضعیف مزیت رقابتی می‌انجامد. حتی بنگاه‌هایی که خود به سمت خوداتکایی انرژی، احداث نیروگاه و بهینه‌سازی مصرف حرکت کرده‌اند نیز از این فشارها مصون نمانده‌اند. آری، فولاد پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ساخته شد، اما حفظ و ارتقای آن نیازمند بلوغ در سیاست‌گذاری است. اگر فولاد را صنعتی پیشران و ارزآور می‌دانیم، باید تأمین پایدار انرژی، ثبات مقررات و پیش‌بینی‌پذیری تصمیم‌ها را در اولویت واقعی قرار دهیم. مدیریت ناترازی نمی‌تواند به روزمرگی و قطع خلاصه شود؛ این مسیر، چیزی جز فرسایش دستاوردهای صنعتی نیست. دهه فجر یادآور «ساختن» است، اما آزمون امروز، توان ما در نگه‌داشتن و تقویت آن‌چیزی است که با هزینه بسیار ساخته‌ایم.  
اخلاق رسانه ای : استفاده از مطالب با ذکر منبع "چیلان آنلاین" مجاز است .