به گزارش  چیلان ، پروژه مجتمع فولاد زاگرس اندیمشک در شرایطی وارد مرحله تازه‌ای از توسعه شده است که بخش فولادسازی و ریخته‌گری این مجموعه به پیشرفت حدود ۷۵ درصدی رسیده و همزمان، برنامه احداث واحد احیای مستقیم و انباشت و برداشت مواد اولیه به‌عنوان یکی از حلقه‌های اصلی زنجیره تولید در دستور کار قرار گرفته است.

اهمیت این پروژه تنها به احداث یک واحد تولید آهن اسفنجی محدود نمی‌شود بلکه قرار است با تکمیل این حلقه ارتباط میان تولید آهن اسفنجی، ذوب و ریخته‌گری در یک مجموعه یکپارچه شکل بگیرد. در همین راستا، شرکت فولاد زاگرس اندیمشک به دنبال جذب سرمایه‌گذار برای اجرای پروژه احیای مستقیم و بخش‌های مرتبط، در قالب مدل‌های BOT یا BOO است. برآورد اولیه سرمایه‌گذاری این پروژه حدود ۱۵۰ میلیون یورو است؛ رقمی که با توجه به زیرساخت‌های فراهم‌شده در سایت، دسترسی به انرژی، آب، زمین، راه‌های ارتباطی و نزدیکی واحد احیا به فولادسازی، می‌تواند زمینه ورود یک سرمایه‌گذار تخصصی به یک پروژه صنعتی با زیرساخت‌های آماده را فراهم کند.

سیدهادی پروینی، معاون بازرگانی شرکت مجتمع فولاد زاگرس اندیمشک در گفت‌وگویی ابعاد این فرصت سرمایه‌گذاری را تشریح کرده و به پرسش‌های احتمالی سرمایه‌گذاران پاسخ داده است.

وی در پاسخ به این پرسش که چرا فولاد زاگرس در مقطع فعلی به دنبال جذب سرمایه‌گذار برای احداث واحد احیای مستقیم است، اظهار کرد: دلیل اصلی این است که ما به دنبال تکمیل زنجیره تولید فولاد در مجتمع فولاد زاگرس هستیم. بخش فولادسازی و ریخته‌گری پروژه اکنون به پیشرفت حدود ۷۵ درصد رسیده است و طبیعتاً برای اینکه این بخش بتواند در آینده با ظرفیت و راندمان مناسب فعالیت کند، باید زنجیره تأمین مواد اولیه آن نیز به‌صورت پایدار و اقتصادی طراحی شود.

پروینی افزود: واحد احیای مستقیم دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند. تولید آهن اسفنجی در مجاورت واحد فولادسازی، علاوه بر ایجاد یک زنجیره یکپارچه، می‌تواند هزینه‌های حمل، جابه‌جایی و ذخیره‌سازی مواد اولیه را کاهش دهد و امکان برنامه‌ریزی دقیق‌تر برای تولید را فراهم کند.

وی ادامه داد: بنابراین موضوع صرفاً ساخت یک کارخانه جدید نیست ما در واقع در حال تکمیل یک زنجیره ارزش هستیم که حلقه‌های آن باید از تأمین مواد اولیه تا احیای مستقیم، ذوب و ریخته‌گری در کنار یکدیگر قرار گیرند؛ نگاه ما این نیست که یک واحد مستقل و منفک از مجتمع احداث شود. آنچه برای ما اهمیت دارد، ایجاد یک زنجیره صنعتی یکپارچه است.

معاون بازرگانی شرکت مجتمع فولاد زاگرس اندیمشک گفت: سرمایه‌گذار در پروژه‌ای وارد می‌شود که در کنار آن یک پروژه فولادسازی در حال تکمیل است و بخش قابل توجهی از زیرساخت‌های موردنیاز نیز در سایت فراهم شده است. این موضوع از منظر اقتصادی اهمیت زیادی دارد. در بسیاری از پروژه‌ها، سرمایه‌گذار باید همزمان با احداث واحد تولیدی، برای زمین، جاده، تأمین آب، برق، گاز، زیرساخت‌های جانبی و سایر ملزومات نیز هزینه و زمان قابل توجهی صرف کند. در فولاد زاگرس بخش مهمی از این زیرساخت‌ها ایجاد شده یا در مسیر بهره‌برداری قرار دارد، به همین دلیل معتقدیم مدل سرمایه‌گذاری پیشنهادی می‌تواند برای شرکت‌هایی که در حوزه فولاد، آهن اسفنجی، مواد اولیه و سرمایه‌گذاری صنعتی فعالیت دارند، جذاب باشد.

وی در تشریح زیرساخت‌ها توضیح داد: این نگرانی کاملاً منطقی است و اتفاقاً یکی از نقاط قوت پروژه فولاد زاگرس، توجه جدی به زیرساخت‌هاست. در سایت پروژه، زیرساخت‌های آب، برق و گاز در نظر گرفته شده و زمین پروژه نیز آماده است. همچنین دسترسی‌های جاده‌ای و زیرساخت‌های لازم برای اجرای فعالیت‌های عمرانی و صنعتی فراهم شده است؛ از نظر آب، پروژه از ظرفیت آب پایدار منطقه استفاده می‌کند و زیرساخت تأمین آب آن نیز از قبل در پروژه پیش‌بینی و اجرا شده است. در بخش برق نیز احداث پست ۴۰۰/۳۳ کیلوولت و اتصال به شبکه انتقال ۴۰۰ کیلوولت منطقه، یکی از زیرساخت‌های مهم پروژه محسوب می‌شود، در بخش گاز نیز دسترسی به شبکه گاز و پیش‌بینی زیرساخت انتقال گاز، یکی از الزامات اساسی برای واحد احیای مستقیم است. بنابراین سرمایه‌گذار با یک زمین خام و پروژه‌ای بدون زیرساخت مواجه نیست؛ بلکه با پروژه‌ای روبه‌روست که بخش قابل توجهی از زیرساخت‌های پایه آن در مسیر اجرا و تکمیل قرار گرفته است.

پروینی درباره امتیازات  موقعیت جغرافیایی فولاد زاگرس گفت: موقعیت مکانی پروژه یکی از مزیت‌های مهم آن است. مجتمع فولاد زاگرس در اندیمشک و در کیلومتر ۱۴ جاده اندیمشک به سد کرخه قرار دارد و از یک سو به شبکه‌های انرژی و از سوی دیگر به محورهای حمل‌ونقل جنوب کشور دسترسی دارد، این موقعیت به ما اجازه می‌دهد از ظرفیت‌های حمل‌ونقل جاده‌ای، ریلی و دریایی منطقه استفاده کنیم و در تأمین مواد اولیه و همچنین صادرات محصولات، گزینه‌های متنوعی داشته باشیم. نزدیکی به بنادر جنوبی و مسیرهای صادراتی خلیج فارس، در کنار دسترسی به بازار عراق، یک مزیت مهم برای یک پروژه فولادی است. از طرف دیگر، فاصله پروژه تا مراکز مهم منطقه‌ای باعث می‌شود موضوع حمل مواد اولیه و محصولات نهایی، از منظر لجستیکی قابل مدیریت باشد. برای یک سرمایه‌گذار، این موضوع بسیار مهم است؛ زیرا در اقتصاد فولاد، هزینه لجستیک می‌تواند بخش قابل توجهی از قیمت تمام‌شده را تشکیل دهد.

وی در ادامه به امکان استفاده از آهن اسفنجی گرم و HBI اشاره کرد و گفت: این موضوع از نظر فنی و اقتصادی برای ما بسیار مهم است. در طراحی زنجیره تولید، دو موضوع مورد توجه قرار گرفته است: نخست، امکان شارژ گرم آهن اسفنجی به واحد ذوب و دوم، امکان تولید HBI یا آهن اسفنجی بریکت‌شده گرم. شارژ گرم آهن اسفنجی به کوره می‌تواند با کاهش بخشی از انرژی موردنیاز فرآیند ذوب، به بهبود بهره‌وری انرژی کمک کند. وقتی واحد احیا در مجاورت واحد فولادسازی قرار دارد، امکان انتقال و مصرف سریع آهن اسفنجی تولیدشده فراهم می‌شود و بخشی از هزینه‌ها و ریسک‌های ناشی از ذخیره‌سازی و حمل کاهش می‌یابد. از سوی دیگر HBI یک محصول با قابلیت ذخیره‌سازی و حمل مناسب‌تر است و می‌تواند برای بازارهای صادراتی نیز گزینه مناسبی باشد. بنابراین ما صرفاً به تولید آهن اسفنجی برای مصرف داخلی فولادسازی نگاه نمی‌کنیم؛ بلکه قابلیت ایجاد انعطاف در سبد محصول و امکان استفاده از بازارهای مختلف نیز مورد توجه قرار گرفته است.

پروینی در پاسخ به اینکه آیا این یعنی سرمایه‌گذار می‌تواند علاوه بر بازار داخلی، روی صادرات محصول نیز حساب کند، خاطرنشان کرد: قطعاً یکی از مزیت‌های پروژه همین انعطاف است البته بازار و مدل فروش نهایی باید در چارچوب قراردادهای سرمایه‌گذاری و مطالعات اقتصادی پروژه تعیین شود اما از منظر موقعیت جغرافیایی، امکان دسترسی به بنادر جنوبی و بازارهای منطقه‌ای و صادراتی وجود دارد. برای یک واحد احیای مستقیم وجود امکان فروش محصول در چند بازار مختلف یک مزیت است؛ زیرا سرمایه‌گذار صرفاً به یک مشتری یا یک بازار محدود وابسته نمی‌ماند. تلاش کرده‌ایم پروژه را به گونه‌ای تعریف کنیم که از نظر تامین مواد اولیه، تولید، مصرف داخلی و صادرات، بیشترین انعطاف ممکن را داشته باشد.

وی سرمایه‌گذاری ۱۵۰ میلیون یورویی پروژه گفت: برآورد اولیه سرمایه‌گذاری پروژه در شرایط فعلی حدود ۱۵۰ میلیون یورو است. این رقم، بر اساس برآوردهای انجام‌شده از هزینه تجهیزات، عملیات اجرایی، ساخت و نصب و سایر هزینه‌های مرتبط با اجرای پروژه محاسبه شده است. طبیعی است که عدد نهایی سرمایه‌گذاری پس از مشخص شدن مدل قراردادی، پیشنهاد سرمایه‌گذار، تأمین‌کنندگان تجهیزات، روش تأمین مالی و نهایی شدن جزئیات فنی و اجرایی مشخص خواهد شد. نکته مهم این است که بخش قابل توجهی از تجهیزات و خدمات موردنیاز این پروژه قابلیت تأمین از داخل کشور را دارد و این موضوع می‌تواند در مدیریت هزینه سرمایه‌گذاری و همچنین زمان اجرای پروژه مؤثر باشد.

پروینی درباره دلیل انتخاب مدل BOT یا BOO برای این پروژه توسط شرکت فولاد زاگرس توضیح داد: انتخاب این مدل‌ها به یک واقعیت اقتصادی برمی‌گردد؛ یعنی استفاده از ظرفیت سرمایه‌گذاری بخش خصوصی برای تسریع در تکمیل پروژه. در مدل BOT، سرمایه‌گذار منابع مالی موردنیاز را تأمین می‌کند، پروژه را احداث و برای دوره مشخصی بهره‌برداری می‌کند و سپس مطابق مفاد قرارداد، وضعیت مالکیت یا انتقال پروژه تعیین می‌شود. در مدل BOO، سرمایه‌گذار پروژه را تأمین مالی، احداث و بهره‌برداری می‌کند و مالکیت نیز در چارچوب قرارداد برای وی باقی می‌ماند. البته مدل نهایی، مدت قرارداد، نحوه بازگشت سرمایه، تعهدات طرفین، شرایط بهره‌برداری و سایر جزئیات باید در مذاکرات قراردادی و اسناد فراخوان به‌صورت دقیق مشخص شود.

وی افزود: از منظر حقوقی نیز استفاده از الگوهای مشارکت عمومی ـ خصوصی و روش‌هایی مانند تأمین مالی، ساخت و بهره‌برداری یا ساخت، بهره‌برداری و مالکیت، در چارچوب قوانین و مقررات کشور پیش‌بینی شده است.  ترجیح ما سرمایه‌گذاری است که علاوه بر توان مالی، توان فنی، اجرایی و مدیریتی لازم برای احداث و بهره‌برداری از واحد احیای مستقیم را نیز داشته باشد. ما با یک پروژه صنعتی بزرگ مواجه هستیم و موفقیت آن نیازمند مجموعه‌ای از توانمندی‌هاست. سرمایه‌گذار ایده‌آل ما شرکتی است که بتواند منابع مالی پروژه را تأمین کند و در عین حال تجربه اجرای پروژه‌های صنعتی، دسترسی به تجهیزات، توان مدیریت EPC یا توانمندی بهره‌برداری صنعتی را داشته باشد. طبیعتاً کنسرسیوم‌هایی که توان مالی و فنی را در کنار یکدیگر قرار دهند نیز می‌توانند در چنین پروژه‌ای ظرفیت مناسبی داشته باشند.

معاون بازرگانی شرکت مجتمع فولاد زاگرس اندیمشک از آماده بودن مهندسی پروژه و اسناد مناقصه خبر داد و یادآور شد: مطالعات و فعالیت‌های مهندسی انجام شده و اسناد موردنیاز برای انتخاب پیمانکار و پیشبرد پروژه نیز تهیه شده است. این موضوع برای سرمایه‌گذار اهمیت دارد، زیرا یکی از زمان‌برترین مراحل پروژه‌های صنعتی، آماده‌سازی مطالعات، طراحی، اسناد فنی و اسناد قراردادی است. ما تلاش کرده‌ایم پروژه را از مرحله یک ایده اولیه فراتر ببریم و به مرحله‌ای برسانیم که سرمایه‌گذار بتواند بر اساس اطلاعات فنی و اقتصادی مشخص وارد مذاکره و تصمیم‌گیری شود.

وی درباره مزیت‌های شرکت گفت:  اول، زمین و سایت پروژه است. دوم، زیرساخت‌های آب، برق، گاز و دسترسی‌های ارتباطی است. سوم، وجود پروژه فولادسازی در حال اجرا در مجاورت واحد احیا است که امکان ایجاد زنجیره یکپارچه را فراهم می‌کند. چهارم، موقعیت لجستیکی پروژه و دسترسی به بازارهای جنوب و منطقه است. پنجم، امکان طراحی زنجیره بر مبنای شارژ گرم آهن اسفنجی و تولید HBI است. و ششم، وجود سهامداران بزرگ و شناخته‌شده صنعت فولاد در ساختار سهامداری شرکت است که پشتوانه صنعتی و مدیریتی مهمی برای پروژه محسوب می‌شود. در واقع سرمایه‌گذار قرار نیست از صفر یک پروژه فولادی را ایجاد کند؛ بلکه وارد پروژه‌ای می‌شود که بخش مهمی از مسیر توسعه آن طی شده است.

وی بیان کرد: ساختار سهامداری فولاد زاگرس از ابتدا بر پایه حضور مجموعه‌های بزرگ فولادی و معدنی شکل گرفته است. در حال حاضر شرکت‌های کاوند نهان زمین، فولاد مبارکه اصفهان، گروه توسعه فراگیر فولاد خوزستان، معدنی و صنعتی گل‌گهر و معدنی و صنعتی چادرملو در ترکیب سهامداری شرکت حضور دارند. این ترکیب، از منظر سرمایه‌گذار اهمیت دارد؛ زیرا پروژه در یک ساختار صنعتی شکل گرفته و ارتباط آن با زنجیره بزرگ فولاد کشور، یک مزیت جدی محسوب می‌شود.

پروینی گفت: ما معتقدیم مدل سرمایه‌گذاری باید برای هر دو طرف شفاف باشد. یعنی سرمایه‌گذار باید از ابتدا بداند چه میزان سرمایه وارد پروژه می‌کند، پروژه با چه برنامه زمانی به بهره‌برداری می‌رسد، هزینه‌های بهره‌برداری چگونه مدیریت می‌شود، محصول با چه سازوکاری به فروش می‌رسد و مدل بازگشت سرمایه چیست. از طرف دیگر، فولاد زاگرس نیز باید نسبت به تعهدات سرمایه‌گذار، زمان‌بندی اجرا، کیفیت تجهیزات، ظرفیت تولید و استمرار بهره‌برداری اطمینان داشته باشد. بنابراین قرارداد نهایی باید بر پایه شفافیت، توازن منافع، تضمین‌های اجرایی و نظارت دقیق تنظیم شود. این موضوع یکی از محورهای مهمی است که باید در ساختار تجاری پروژه دیده شود. از آنجا که واحد احیا در مجاورت فولادسازی احداث خواهد شد، یکی از مزیت‌های اصلی پروژه امکان مصرف بخش مهمی از محصول در زنجیره فولادسازی مجموعه است. اما اینکه این موضوع در قالب قرارداد خرید تضمینی، قرارداد بلندمدت تأمین، مشارکت در فروش یا مدل تجاری دیگری تنظیم شود، نیازمند تعیین ساختار نهایی سرمایه‌گذاری و مذاکرات قراردادی است. برای سرمایه‌گذار، وجود یک مصرف‌کننده صنعتی در مجاورت واحد تولیدی، طبیعتاً یک مزیت اقتصادی قابل توجه است.

وی درباره موضوع انرژی به عنوان یکی از چالش‌های صنعت فولاد توضیح داد: موضوع انرژی در صنعت فولاد قطعاً یک متغیر کلیدی است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت. اما دقیقاً به همین دلیل، طراحی پروژه باید بر مبنای واقعیت‌های جدید اقتصاد انرژی انجام شود. یکی از مزیت‌های فولاد زاگرس، دسترسی به زیرساخت‌های انرژی و نزدیکی به شبکه‌های انتقال است. از طرف دیگر، در طراحی فرآیند تولید نیز موضوع بهره‌وری انرژی اهمیت ویژه‌ای دارد. به‌عنوان نمونه، امکان شارژ گرم آهن اسفنجی در فولادسازی می‌تواند در کاهش مصرف انرژی واحد ذوب مؤثر باشد. معتقدیم در شرایطی که هزینه انرژی و الزامات بهره‌وری در حال تبدیل شدن به یکی از عوامل تعیین‌کننده رقابت‌پذیری فولاد است، پروژه‌ای که از ابتدا با نگاه به بهره‌وری انرژی طراحی شود، مزیت بیشتری خواهد داشت. افزایش قیمت انرژی طبیعتاً هزینه تولید را افزایش می‌دهد. اما همین موضوع باعث می‌شود پروژه‌هایی که از نظر فناوری، موقعیت مکانی، دسترسی به زیرساخت و بهره‌وری انرژی وضعیت مناسب‌تری دارند، در بلندمدت مزیت بیشتری پیدا کنند. بنابراین ما تلاش کرده‌ایم پروژه را صرفاً با فرض انرژی ارزان طراحی نکنیم. برای سرمایه‌گذار نیز توصیه ما این است که مدل اقتصادی پروژه را با سناریوهای مختلف قیمت انرژی، نرخ ارز، قیمت مواد اولیه و قیمت محصول بررسی کند. یک پروژه صنعتی حرفه‌ای باید در برابر سناریوهای مختلف اقتصادی مورد ارزیابی قرار گیرد.

پروینی درباره وضعیت تأمین خوراک واحد احیای مستقیم اظهار کرد:  تأمین پایدار خوراک یکی از ارکان اصلی اقتصادی بودن واحد احیاست، در مدل نهایی سرمایه‌گذاری، سازوکار تأمین خوراک و مسئولیت هر یک از طرفین باید کاملاً مشخص شود. موقعیت فولاد زاگرس در زنجیره فولاد کشور و ارتباط سهامداران آن با بخش معدن و فولاد، ظرفیت مناسبی برای طراحی زنجیره تأمین ایجاد می‌کند. البته در قرارداد نهایی باید این موضوع با جزئیات شامل منبع تأمین، کیفیت خوراک، قیمت‌گذاری، نحوه حمل، موجودی اطمینان و سازوکارهای مقابله با ریسک تأمین تعیین شود. برای ما مهم است که سرمایه‌گذار با یک مدل روشن و قابل ارزیابی وارد پروژه شود. اصل پروژه به گونه‌ای طراحی شده که امکان استفاده از ظرفیت سازندگان داخلی و همچنین تأمین تجهیزات خارجی، متناسب با مشخصات فنی و اقتصادی، وجود داشته باشد. یکی از نکات مهم این است که برای تجهیزات استراتژیک، کیفیت و قابلیت اطمینان باید در اولویت باشد. ما از سرمایه‌گذار انتظار نداریم صرفاً منابع مالی وارد پروژه کند؛ بلکه می‌توان از ظرفیت او برای انتخاب فناوری، تأمین تجهیزات، مدیریت خرید، تأمین مالی و اجرای پروژه نیز استفاده کرد. این موضوع می‌تواند حتی به کاهش زمان اجرای پروژه منجر شود.

وی در تشریح زمان اجرای پروژه اظهار کرد:  زمان‌بندی دقیق باید پس از انتخاب سرمایه‌گذار و نهایی شدن مدل اجرایی و تأمین تجهیزات مشخص شود، اما از نظر ما یکی از معیارهای مهم انتخاب سرمایه‌گذار، توانایی ارائه یک برنامه زمان‌بندی واقع‌بینانه و قابل اجرا است. ما به دنبال این نیستیم که صرفاً قراردادی امضا شود؛ هدف این است که واحد احیا در سریع‌ترین زمان منطقی وارد مدار تولید شود و با فولادسازی مجموعه هماهنگ شود.

پروینی در پاسخ به اینکه آیا فولاد زاگرس برای ورود سرمایه‌گذاران خارجی نیز آمادگی دارد، گفت:  اگر سرمایه‌گذار خارجی از نظر قانونی و مقرراتی امکان مشارکت داشته باشد و بتواند مدل مالی، فنی و اجرایی قابل قبولی ارائه کند، طبیعتاً این ظرفیت قابل بررسی است. پروژه‌ای با این ابعاد می‌تواند برای سرمایه‌گذاران صنعتی که تجربه ساخت و بهره‌برداری واحدهای احیای مستقیم دارند، جذاب باشد. البته چارچوب مشارکت، تأمین مالی، انتقال منابع، مالکیت، بازگشت سرمایه و سایر موضوعات باید مطابق قوانین و مقررات کشور تنظیم شود.

وی ادامه داد: این پروژه چند ویژگی را همزمان در کنار یکدیگر دارد، پروژه فولادسازی در حال تکمیل است و پیشرفت آن به حدود ۷۵ درصد رسیده است،  واحد احیا قرار است در مجاورت واحد فولادسازی احداث شود و بنابراین امکان ایجاد زنجیره یکپارچه وجود دارد.  زیرساخت‌های اصلی آب، برق، گاز، زمین و دسترسی‌های ارتباطی در پروژه پیش‌بینی و بخش مهمی از آنها اجرا شده است. موقعیت جغرافیایی پروژه امکان دسترسی به بازارهای داخلی، جنوب کشور و بازارهای صادراتی را فراهم می‌کند.  امکان استفاده از فناوری و طراحی‌هایی مانند شارژ گرم DRI و تولید HBI، انعطاف عملیاتی و تجاری پروژه را افزایش می‌دهد. سرمایه‌گذاری موردنیاز پروژه در مقایسه با ایجاد یک مجموعه فولادی کامل، مشخص و هدفمند است و برآورد اولیه آن حدود ۱۵۰ میلیون یورو است.  پروژه در یک ساختار سهامداری متشکل از مجموعه‌های بزرگ فولادی و معدنی کشور قرار دارد. به اعتقاد من، مجموع این عوامل باعث می‌شود پروژه احیای مستقیم فولاد زاگرس ارزش آن را داشته باشد که توسط سرمایه‌گذاران تخصصی به‌صورت جدی بررسی شود.

وی به فراخوان جذب سرمایه‌گذار فولاد زاگرس پرداخت و گفت: پیام ما این است که فولاد زاگرس وارد مرحله‌ای شده که می‌خواهد ظرفیت‌های خود را از طریق مشارکت با سرمایه‌گذار تخصصی توسعه دهد. ما معتقدیم در شرایط فعلی اقتصاد کشور، اجرای پروژه‌های بزرگ صنعتی بدون استفاده از مدل‌های نوین تأمین مالی دشوار است. بنابراین باید از ظرفیت سرمایه‌گذاران بخش خصوصی و تخصصی استفاده کرد.  هدف ما جذب سرمایه به هر قیمت نیست؛ هدف، انتخاب شریک مناسب برای اجرای یک پروژه ماندگار است. سرمایه‌گذاری در واحد احیای مستقیم فولاد زاگرس می‌تواند برای سرمایه‌گذاری که به دنبال حضور در زنجیره فولاد، تولید آهن اسفنجی، بازار داخلی و صادراتی و یک پروژه دارای زیرساخت است، فرصت قابل بررسی باشد.

وی تصریح کرد: در نهایت، آنچه برای ما اهمیت دارد این است که سرمایه‌گذار، پروژه و مجموعه فولاد زاگرس در یک مدل برد ـ برد قرار بگیرند؛ مدلی که هم بازگشت اقتصادی مناسبی برای سرمایه‌گذار داشته باشد و هم به تکمیل زنجیره فولاد، ایجاد اشتغال، توسعه صنعتی منطقه و افزایش ارزش افزوده در داخل کشور منجر شود.

 

2

تاریخ انتشار : ۳۱ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۱۲
شناسه مطلب : 76636
برچسب ها
ارسال دیدگاه
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
کد امنیتی