اختصاصی چیلانچرا حمله به زیرساخت انرژی موازنه بازدارندگی را تغییر می‌دهد؟
دشمن با وجود ادعای عدم تعرض به زیرساخت‌های حیاتی، استراتژی «خودتأمینی انرژی» در بزرگترین مجتمع صنعتی ایران را هدف قرار داد؛ خطایی محاسباتی که بدون پاسخِ متقابل نخواهد ماند.

هنگامی که غبار ناشی از حمله هوایی اخیر اسرائیل به نیروگاه شهید کاظمی و یک نیروگاه دیگر در مجتمع فولاد مبارکه فرونشست، یک واقعیت استراتژیک به وضوح نمایان شد: تضاد کامل میان لفاظی‌های دیپلماتیک و واقعیت‌های میدانیِ دشمن. با وجود سیگنال‌ها و وعده‌های صریح مبنی بر اینکه زیرساخت‌های انرژی و شریان‌های اقتصاد غیرنظامی از دایره اهداف خارج هستند، حمله به یک نیروگاه در حال توسعه در دل یک مجتمع صنعتی، نقض آشکار این خطوط قرمز است. این اقدام نشان می‌دهد که هدف، نه یک دستاورد نظامی، بلکه آزمودن تاب‌آوری صنعتی و اقتصادی ایران بوده است.

دشمن در طی همه این سال‌ها و خصوصاً در سال ۲۰۱۸ و در کارزار فشار حداکثری، همه تلاش خود برای زمین گیر کردن صنعت پیشران فولاد را انجام داد و سه لایه تحریم پیچیده بر این صنعت و بنگاه‌های بزرگ آن اعمال کرد اما نتیجه ای نگرفت و رتبه دهم ایران در تولید فولاد جهان حفظ شد.

حمله به مزیت رقابتی و استراتژی «ادغام رو به بالا»

در معماریِ صنعت جهانی فولاد، رهبران بازار از پوسکو در کره جنوبی تا آرسلورمیتال در اروپا، استراتژی برتری خود را بر مبنای ادغام رو به بالا و احداث نیروگاه‌های اختصاصی بنا می‌کنند. طرح توسعه سیکل ترکیبی نیروگاه شهید کاظمی، دقیقاً تجلی همین پارادایم کلاس‌جهانی در فولاد مبارکه بود: ایجاد یک سپر حفاظتیِ استراتژیک برای تحقق خودتأمینیِ انرژی و مصون‌سازی خطوط تولید در برابر نوسانات شبکه سراسری برق.

دشمن در این حمله، نه یک کارخانه، بلکه این سپر استراتژیک را هدف قرار داد تا لنگرگاه زنجیره ارزش صنعت ایران را بار دیگر به شبکه سراسری انرژی وابسته کند. با این حال، ذات صنایع مادر در ایران بر پایه تاب‌آوری و بازتولید بنا شده است و چنین حملاتی نمی‌تواند پویایی تولید و اقتصاد مقیاس این بنگاه‌ها را متوقف سازد.

سرمایه اجتماعی، استحکامی فراتر از فولاد

خطای محاسباتی دیگر در این حمله، نادیده گرفتن درهم‌تنیدگیِ عمیقِ فولاد مبارکه با شبکه رفاه عمومی است. این مجتمع صرفاً یک بنگاه اقتصادی نیست، بلکه با توجه به ساختار مالکیتی آن (سهام عدالت) و وابستگی صندوق‌های بازنشستگی به سودآوریِ آن، به عنوان ستون فقرات اقتصاد خانوارهای ایرانی و موتور محرک اشتغال منطقه‌ای عمل می‌کند. هدف قرار دادن چنین اکوسیستمی، در واقع شلیک به سمت دارایی‌های طبقه کارگر و بازنشستگان است. اما ساختار ریشه‌دارِ این بنگاه نشان داده است که در برابر شوک‌های بیرونی به شدت منعطف و مقاوم است و این‌گونه فشارهای ژئواکونومیک، به جای ایجاد گسست، به انسجام بیشتر در تسریع پروژه‌های بومی‌سازی می‌انجامد.

عبور از خط قرمز انرژی بی‌پاسخ نمی‌ماند

تصمیم به هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی تحت پوشش عملیات نظامی، یک رویه خطرناک و عبور از خطوط قرمز نانوشته در درگیری‌های مدرن است. دشمنی که وعده مصونیت زیرساخت‌ها را می‌دهد اما در عمل به نیروگاه تامین‌کننده برق یک مجتمع غیرنظامی حمله می‌کند، پویایی تقابل را وارد فاز جدیدی کرده است.

ماشین صنعت فولاد ایران از حرکت نخواهد ایستاد و زیرساخت‌های آسیب‌دیده با تکیه بر دانش بومی در مسیر بازسازی و ارتقا قرار خواهند گرفت؛ اما در منطق بی‌رحمانه و دقیق استراتژی ژئوپلیتیک، نقض حریم زیرساخت‌های انرژی، یک «بدهی استراتژیک» برای مهاجم ایجاد کرده است. معادله بازدارندگی ایجاب می‌کند که این عبور از خط قرمز، با یک پاسخِ متقابل، متناسب و قاطع مواجه شود. دشمن باید درک کند که هدف قرار دادن شریان‌های انرژی و اقتصادی ایران، هزینه‌هایی به مراتب سنگین‌تر از دستاوردهای تاکتیکیِ زودگذر برای آن‌ها به همراه خواهد داشت و قانون «اقدام متقابل»، قواعد بازی را در آینده‌ای نزدیک بازنویسی خواهد کرد.

 

2

تاریخ انتشار : ۹ فروردین ماه ۱۴۰۵ ساعت ۰۰:۴۰
شناسه مطلب : 73463
ارسال
برچسب ها
ارسال دیدگاه
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
کد امنیتی