در آن یک دقیقه، فقط آهن و فولاد نسوخت.

رویاهای هزاران نفر زیر آوار دود و آتش ماند.

پشت هر سهم، یک زندگی بود؛ پس‌اندازی که قطره‌قطره جمع شده بود، امیدی که سال‌ها برایش صبر کرده بودند، آینده‌ای که قرار بود امن‌تر باشد.

فولاد خوزستان تنها یک مجتمع صنعتی نبود؛ بخشی از سرمایه مردم بود. سرمایه کسانی که به ساختن ایمان داشتند و سهمی از آینده این سرزمین خریده بودند.

و آن سوی ماجرا، هزاران کارگر ایستاده بودند؛ مردان و زنانی که چرخ زندگی‌شان با چرخ تولید می‌چرخید. با هر شعله‌ای که زبانه می‌کشید، نگرانی برای نان، آینده و امنیت خانواده‌ها نیز بزرگ‌تر می‌شد.

«احیا و حقیقت» روایت خسارت یک کارخانه نیست؛ روایت مردمی است که دارایی، امید و معیشتشان در دل این مجموعه جریان داشت.

روایت این حقیقت که وقتی یک صنعت هدف قرار می‌گیرد، آسیب تنها به سازه‌ها و تجهیزات نمی‌رسد؛ بلکه به زندگی انسان‌ها گره می‌خورد.

 

2

تاریخ انتشار : ۲۳ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۱۴
شناسه مطلب : 74769
ارسال
برچسب ها
ارسال دیدگاه
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
کد امنیتی